*
***
*****
**********
از باده مدهوشم کنید ، از باده مدهوشم کنید
من همان مجنون مست یاغی ام روز و شب محتاج جـــــام باقی ام
یک شب کنار زاهـــــد و یک شب کنار ساقی ام
از باده مدهوشم کنید ، از باده مدهوشم کنید
در خــرقــه پنهــان می کنـم ، می را و کتمان می کنم ، ترک ایمـان می کنم
هی بشکنـم پیمـان و هـی ، تجدیــــد پیمان می کنم ، ترک ایمـان می کنم
از باده مدهوشم کنید ، از باده مدهوشم کنید
پنــدم ای زاهــد مــده با که گویم با که گویم
من نمی خواهـم نصیحت بشنـوم آی ...آی مردم ، پنبه در گوشم کنید
از باده مدهوشم کنید ، از باده مدهوشم کنید
دردی کشــــــم دردی کشـــم بـــار رفیقـــــــان می کشــــم
پر میکشم همچون همای
در آتشم در آتشم در آتشم ، ای وای و خاموشم کنید
از باده مدهوشم کنید ، از باده مدهوشم کنید
با که گویم ؟
من نمی خواهـم نصیحت بشنـوم آی... آی مردم پنبه در گوشم کنید
من همان مجنون مست یاغی ام روز و شب محتاج جـــــام باقی ام
یک شب کنار زاهـــــد و یک شب کنار ساقی ام
از باده مدهوشم کنید ، از باده مدهوشم کنید
*************
*********
****
**
*
پ.ن :
"پندم ای زاهد مده " با صدای همای ، کنسرت ملاقات با دوزخیان .
