تبليغاتX
عرايض نيك نگار ( گمار )

عرايض نيك نگار ( گمار )

فقط براي خودم مي نويسم

 

الهي در سر گريستني دارم دراز

ندانم كه از حسرت گريم يا از ناز

گريستن حسرت بهره يتيم و گريستن شمع بهره ناز

از ناز گريستن چون بود اين قصه اي است دراز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 0:0  توسط X  | 

        

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 0:0  توسط X  | 

 

خيلي وقته هرجا مي رم همه چي رو خاكستري و بيشتر اوقات سياه و سفيد مي بينم و هر كاري كه مي كنم در آخر مي بينم يه جاش مي لنگه و در واقع هيچ چيز سرجاش نيست !

چي شده نكنه فيلم زندگي منو ديگران ، نور ديده !!! يا نه ، اتفاقات ديگري افتاده ... !!! نميدونم ...؟!

شرم آوره وقتي روابط خودم با ديگران مي سنجم بازم متوجه مي شم يه چيزي اين وسطا كمه ... و هرچي تلاش مي كنم آخرش كسي به داد من نمي رسه ...

بسي سخت حيرانم ...

نميدونم گمشده من و ايراد كارم كجاست ؟!!!

ياد يه جمله حكيمانه از سقراط افتادم :

هر قوم كه حيا و عفت ندارند ، از لذت هم ، بهره و نصيبي ندارند .

نمي دونم شايد يكي از دلايل سردرگمي و حيراني من و امثال من همين موضوع باشه كه اين مسايل و به سادگي كنار گذاشتيم و داريم به ريشه خودمون تيشه مي زنيم ... نميدونم ... نميدونم ... نميدونم !!!!

پ.ن :

راستش خيلي دوس دارم دوباره زندگي رو رنگي ببينم اونم زندگي نقاشي شده اي كودكانه با مداد رنگي هاي ۳۶ تايي ...

اثراستاد محمود فرشچيان

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 0:0  توسط X  | 

 

سنت فرانسيس :

       هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد ، به يك مرد عاقل شباهت ندارد . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 0:0  توسط X  | 

 

 الهي مي لرزم از آنكه نه ارزم ! 

                                       چه سازم ؟ جز از آنكه مي سوزم

                                                                               تا از اين افتادگي بر خيزم !

            *******            

 الهي به چه شادم  ؟ به آنكه نه بخويشتن بتو افتادم

الهي اين چه بتر روزي ست ؟

ترسم كه مرا از تو جز حسرت نه روزي ست

******************************************************

پ.ن :

" درد من حصار برکه نیست ... درد من زیستن با ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است !!!  " 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 0:0  توسط X  | 

مطالب قدیمی‌تر