الهي در سر گريستني دارم دراز
ندانم كه از حسرت گريم يا از ناز
گريستن حسرت بهره يتيم و گريستن شمع بهره ناز
از ناز گريستن چون بود اين قصه اي است دراز
فقط براي خودم مي نويسم
الهي در سر گريستني دارم دراز
ندانم كه از حسرت گريم يا از ناز
گريستن حسرت بهره يتيم و گريستن شمع بهره ناز
از ناز گريستن چون بود اين قصه اي است دراز

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خيلي وقته هرجا مي رم همه چي رو خاكستري و بيشتر اوقات سياه و سفيد مي بينم و هر كاري كه مي كنم در آخر مي بينم يه جاش مي لنگه و در واقع هيچ چيز سرجاش نيست !![]()
چي شده نكنه فيلم زندگي منو ديگران ، نور ديده !!! يا نه ، اتفاقات ديگري افتاده ... !!! نميدونم ...؟!![]()

شرم آوره وقتي روابط خودم با ديگران مي سنجم بازم متوجه مي شم يه چيزي اين وسطا كمه ... و هرچي تلاش مي كنم آخرش كسي به داد من نمي رسه ...![]()
بسي سخت حيرانم ...![]()
نميدونم گمشده من و ايراد كارم كجاست ؟!!!![]()
ياد يه جمله حكيمانه از سقراط افتادم :
هر قوم كه حيا و عفت ندارند ، از لذت هم ، بهره و نصيبي ندارند .
نمي دونم شايد يكي از دلايل سردرگمي و حيراني من و امثال من همين موضوع باشه كه اين مسايل و به سادگي كنار گذاشتيم و داريم به ريشه خودمون تيشه مي زنيم ... نميدونم ... نميدونم ... نميدونم !!!!![]()
پ.ن :
راستش خيلي دوس دارم دوباره زندگي رو رنگي ببينم اونم زندگي نقاشي شده اي كودكانه با مداد رنگي هاي ۳۶ تايي ...![]()

سنت فرانسيس :
هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد ، به يك مرد عاقل شباهت ندارد .
الهي مي لرزم از آنكه نه ارزم !
چه سازم ؟ جز از آنكه مي سوزم
تا از اين افتادگي بر خيزم !
*******
الهي به چه شادم ؟ به آنكه نه بخويشتن بتو افتادم
الهي اين چه بتر روزي ست ؟
ترسم كه مرا از تو جز حسرت نه روزي ست

******************************************************
پ.ن :
" درد من حصار برکه نیست ... درد من زیستن با ماهیانیست که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است !!! "