
جبران خلیل جبران :
زندگی کسی که آواز ملخ ها را به کوشش مورچه ها ترجیح میدهد ، چه قدر تنگ است ...
فقط براي خودم مي نويسم

جبران خلیل جبران :
زندگی کسی که آواز ملخ ها را به کوشش مورچه ها ترجیح میدهد ، چه قدر تنگ است ...
زن ِ پريشان در سايه روشن ِ اتاق محقر و فقيرانه كه نور آفتاب ِ ساطع شده از پنجره بخشي از آن را روشن كرده بود ، پسر بچه اش را بغل كرده و در حال خواباندن او برايش لالايي مي خواند .
<< لا لا لالا گل پونه پدر رفته دور از خونه
لا لا لالا گل زيتون دل مادر شده پر خون
لالا لالا گل سوسن يه لقمه نان واسه بودن
لالا لالا گل گندم تهي دست دل مردم >>
در اين هنگام پسر بچه كه سر به سينه مادرش گذاشته تا خودش را به خوابيدن مجبور كند سرش را به سوي مادر چرخانده و خطاب به او گفت :
- مادر !
- جان مادر !
- ديگه روز نشد ؟ خيلي گرسنمه !
- نه عزيزم ، حالا روز نشده !
پسر بچه باز مؤدبانه و مظلومانه به مادر گفت : << خب ، شب بخير مادر ! >>
و سرش را بر جاي خود براي خوابيدن گذاشت ، زن در حالي كه به پنجره ي نيمه باز اتاق كه روز در پشت آن مي درخشيد خيره شده بود ، درد دروغگويي به يگانه فرزندش را بر هزاران درد ديگر افزوده و دردمندانه خطاب به او گفت : << شب خوش پسرم ! ... شب خوش ! >> و با لالايي سعي در به خواب بردن فرزندش مي كند .
<< لا لا لالا گل پونه پدر رفته دور از خونه
لا لا لالا گل زيتون دل مادر شده پر خون
لالا لالا گل سوسن يه لقمه نان واسه بودن
لالا لالا گل گندم تهي دست دل مردم >>
پ.ن :
برگرفته از كتاب حسرت هاي كوچك اثر اچ - اس

روزي فرا ميرسد كه گرگ و گوسفند در كنار هم زندگي كنند ...
ولي در آن روز عمر گوسفندان قطعاً خيلي كوتاه خواهد بود ! ![]()

يه حكايت قديمي از خوش شانسي :
اگر از آسمان هزار .. ببارد يكي هم نصيب من بيچاره نمي شود ! و در شرايط مشابه ، اگر هزار ... ببارد اولي نصيب بنده شده و مابقي در صفي 999 تايي منتظر ورود خواهند ماند ...![]()
جالبه به جاي اينكه به فكر چاره انديشي براي اين موضوع باشيم و فكري به حال مردم بدبخت از همه جا وامونده اين مناطق بكنيم كه نه ميتونن جلوي پاشون رو ببينن نه ميتونن به زندگيشون برسن و حتي خودشون و ده پشت بعديشون در معرض انواع و اقسام بيماريهاي پوستي و تنفسي شناخته شده و نشده قراردارند ( بدنيست بدونيد كه در جنگ هاي اخيري كه در اطراف ما به وقوع پيوسته از عناصر راديواكتيو ضعيف شده استفاده زيادي شده است . و بي جا نيست هي البرادعي گير مي ده به موضوع هسته اي ما ... فكر كنم گلاب به روتون مدفوع يكي از هم وطنهاي مرز نشين رو آزمايش كردن و يه سري خبرها دستگيرشون شده ... ) ![]()
![]()
)
![]()

ماهم كه بخيل نيستم اتفاقاً خودم هم تصميم دارم يه تور برگزار كنم ... هركي خواست خاك درماني كنه يه خبر بده ما درخدمتش هستيم اينجا كافيه به مدت نيم ساعت كنار خيابونها دراز بكشيد تا براي يك عمر هم سلامتي خودتون تضمين كنيد ... ( دوستاي وبلاگي خودم از تخفيف ويژه برخوردار ميشن ... فقط بايستي شئونات اسلامي و حجاب رو درهنگام استفاده از امكانات و اماكن موجود رعايت كنن ...
)
![]()
)
![]()