ديروز حالم خيلي بد بود زير فشار كار زاييده بودم و از اون بدتر وضعيت مزاجيم بود ، حلقم از بالا تا ته معده ام مي سوخت ، يه اسهال ( روتون به ديوار ، گلاب به روتون ) شديد الحن كه ديگه تو اين اوضاع نوبرشه ، نافرماني ماتحتم و عدم كنترل بنده بر اعضاي بدنم كار را به جاي رسانده بود كه تا صبح يه لنگم اندرون دستشويي و ديگري را دربيرون قراردادم نكنه خرابكاري بشه و جلوي زن و بچه امون شرمنده بشيم
... تا صبح كشيك دادم ... . بي خوابي كشيدم ... ![]()
هيچ به نعمتهاي كه دور و برمون ريخته اند فكر كرده ايد ... همين بيماري باعث شد بفهم واقعاً چقدر كور بودم ... خدايش اگه ساختار ماتحت بشر بدين شكل نبود و كنترلش دست ما نبود ... ولش كنيد بهش فكر نكنيد ( مي ترسم به جاي فكر كردن به جنبه اخلاقي موضوع تو يه سري فكر و خيال شهواني سير كنيد ...
) .. خدايا واقعاً متشكرم ... من متنبه شدم واقعاً لذت ريدن از زيباييهاي آفرينش است تصورش رو بكنيد اگه يه پلاستيكي يا چيزي شبيه به اونو پر مايع بكني و هرچه هم محكم سرشو ببندي بازم اگه وارونه اش كني ، قطع اليقين چيكه مي كنه ! نه ؟
قدرت خدا رو بنازم با اين اعجازش در آفرينش هستي ...
بگذريم بعد از اين ضد حالهاي اساسي من و رفيقم جانمشا باهم رفتيم درمونگاه و معاينه شدم ... از داروهاي تكراري و هميشگي .... بگذريم ...
بدون شرح :
خدا ، گذر گرگ كافر بيابوني مادر به خطا را به بيمارستانها نياندازد ... آمين يا رب العالمين ...
بعد رفتيم داروخونه متوجه شديم پولي همراهمون نيست . خيلي زود رفتيم پول و پله اي جمع و جور كرديم و برگشتيم ... خدايش با دفترچه بيمه كلي پول شد خدا به داد فقير و فقرا برسد كه دفترچه ندارند ...
( راست مي گن كه دولتمردامون در تدارك يه برنامه اند كه فقر و فقير در ايران نماند ... با اين اوضاع و احوالي كه مي بينيم به زودي همه فقرا از بين رفته و برنامه هاي آقايون محقق خواهد شد . )
بازم همه با هم :
خدا ، گذر گرگ كافر بيابوني مادر به خطا را به بيمارستانها نياندازد ... آمين يا رب العالمين ...
بماند كه واسه پارك نمودن ماشين ، توسط پاركبان محترم جريمه نيز شديم ... و براي وضعيت ترافيك نابسامان و وضع شهر ...
خدا ، گذر گرگ كافر بيابوني مادر به خطا را به بيمارستانها نياندازد ... آمين يا رب العالمين ...
خواستم يه مطلب بنويسم كاملاً در مورد مرگ و زندگي توضيح بدم ولي وضعيتم اجازه نميده مثل اينكه وقتشه يه سر برم دستشويي ... فعلاً ... آهـ ...![]()
ادامه دارد ...




